برای پخش موزیک خود کلیک کنید…
دانلود آهنگ خسرو شکیبایی خسته ام خسته از خسرو شکیبایی
تک‌آهنگ

دانلود آهنگ خسرو شکیبایی خسته ام خسته

دانلود آهنگ خسرو شکیبایی خسته ام خسته از خسرو شکیبایی

دانلود آهنگ زنده یاد خسرو شکیبایی به نام خسته ام خسته ( آلبوم نامه ها )

حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویه آهویی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار درمانده
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است

Exclusive Song:Khosro Shakibaei - Khasteam Khasteh With Text And Direct Links In TehSong 

دانلود آهنگ خسته ام خسته از خسرو شکیبایی با کیفیت اورجینال

حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویه آهویی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار درمانده
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تورا اول حتی هر وهله
گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست؟
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار … هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!
بیا برویم رو به روی بادِ شمال
آن سوی پرچین گریه‌ها
سرپناهی خیس از مژه‌های ماه را بلدم
که بی‌راهه‌ی دریا نیست.
دیگر از این همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌ام
بیا برویم!
آن سوی هر چه حرف و حدیثِ امروزست
همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی‌ست
می‌توانیم بدون تکلم خاطره‌ئی حتی کامل شویم
می‌توانیم دمی در برابر جهان
به یک واژه ساده قناعت کنیم
من حدس می‌زنم از آوازِ آن همه سال و ماه
هنوز بیت ساده‌ئی از غربتِ گریه را بیاد آورم.
من خودم هستم
بی خود این آینه را رو به روی خاطره مگیر
هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است
تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزارساله برخاستم.
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم
صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود
صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه،‌ تا سراغِ همسایه …
صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ …
تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم
آهسته زیر لب … چیزی، حرفی، سخنی بگوید
مثلا وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت!
هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ
یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکتند!
حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده‌ی آشنا
تا تو دوباره بازآیی
من هم دوباره عاشق خواهم شد

دانلود آهنگ خسته ام خسته از خسرو شکیبایی با کیفیت اورجینال

سپتامبر 21, 2022تاریخ انتشار 1,767,917بازدید نمایشی 0دیدگاه
پخش آنلاین دانلود آهنگ خسرو شکیبایی خسته ام خستهخسرو شکیبایی
0:000:00
DOWNLOAD CENTER

لینک‌های دانلود

SHARE THIS RELEASEاشتراک‌گذاری آهنگ
LYRICS

متن ترانه دانلود آهنگ خسرو شکیبایی خسته ام خسته

حال همه‌ی ما خوب استملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویندبا این همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی می‌گذرمکه نه زانویه آهویی بی جفت بلرزد ونه این دل ناماندگار درماندهتا یادم نرفته است بنویسمحوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بودمیدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن استاما تورا اول حتی هر وهلهگاهی، هر از گاهیببین انعکاس تبسم رویاشبیه شمایل شقایق نیست؟راستی خبرت بدهمخواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌امبی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار … هی بخند!بی‌پرده بگویمتچیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شدفردا را به فال نیک خواهم گرفتدارد همین لحظهیک فوج کبوتر سپیداز فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذردباد بوی نامهای کسان من می‌دهدیادت می‌آید رفته بودیخبر از آرامش آسمان بیاوری!؟نامه‌ام باید کوتاه باشدساده باشدبی حرفی از ابهام و آینه،از نو برایت می‌نویسمحال همه‌ی ما خوب استاما تو باور نکن!بیا برویم رو به روی بادِ شمالآن سوی پرچین گریه‌هاسرپناهی خیس از مژه‌های ماه را بلدمکه بی‌راهه‌ی دریا نیست.دیگر از این همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌امبیا برویم!آن سوی هر چه حرف و حدیثِ امروزستهمیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی‌ستمی‌توانیم بدون تکلم خاطره‌ئی حتی کامل شویممی‌توانیم دمی در برابر جهانبه یک واژه ساده قناعت کنیممن حدس می‌زنم از آوازِ آن همه سال و ماههنوز بیت ساده‌ئی از غربتِ گریه را بیاد آورم.من خودم هستمبی خود این آینه را رو به روی خاطره مگیرهیچ اتفاق خاصی رخ نداده استتنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزارساله برخاستم.دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنمصبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوندصبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شودصبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه،‌ تا سراغِ همسایه …صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ …تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتمآهسته زیر لب … چیزی، حرفی، سخنی بگویدمثلا وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت!هِه! مرا نمی‌شناسد مرگیا کودک است هنوز و یا شاعران ساکتند!حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده‌ی آشناتا تو دوباره بازآییمن هم دوباره عاشق خواهم شد
دیدگاه کاربران

نظرات درباره این اثر

0 دیدگاه ثبت شده است

ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نظر را شما بنویسید.

نظر خود را ثبت کنید

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند.