ای کِه دَر قامَتِ خود حُسنِ تَمامی داریبا نِگاهی غَمِ صَد سالِه دَوا میداری؟مَن فِتادَم چو یکی قَند، به فِنجان غَمَت،بُوَد آیا که لَبَت، بَر لَبِ مَن بگذاری؟مَن فِتادَم چو یِکی قَند، به فِنجانِ غَمَت،بُوَد آیا که لَبَت، بَر لَبِ مَن بگذاری؟شُعله رَقصَنده دَر آغوش کِشَد پَروانه،غَرقِ تَلخی شُدِه ام، چُون تو رَوا میداری.کُشتهٔ بَحرِ سیاهَم، تو مَرا دور مَکُن؛جان دَهَد سُرخیِ بَحری، که تو دَر دِل داری.مَن تُهی میشِنَوَم باز به آوازِ بُلَند، طَمَعی بیش زِ حَدَّت، تو زِ جان میداری.غَرقِ تَلخی شُدهام، چُون تو رَوا میداریبُوَد آیا که لَبَت، بَر لَبِ مَن بگذاری؟اِی مَگَس، حَضرَتِ سیمُرغ، نَه جُولانگَه توست؛ عَرضِ خود میبَری و زَحمَتِ ما میداریمَن فِتادَم چُو یِکی قَند، به فِنجانِ غَمَت،بُوَد آیا که لَبَت، بَر لَبِ مَن بگذاری؟غَرقِ تَلخی شُدهام، چُون تو رَوا میداریبُوَد آیا که لَبَت، بَر لَبِ مَن بگذاری؟
RELATED PICKS
پیشنهادهای مرتبط با این اثر
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است