LYRICS
متن ترانه زیبایی بی انتها
آیینه ی چشمت خورشید تابان است،،سکوت تو همچون اشعار دیوان استماه از تماشایت روشن شده هرشب،،میسوزد از عشقت خورشید در این تب، میسوزد از عشقت خورشید دراین تبگم شد دلم تا رد شد از سویت،،در پیچش هر تار گیسویتاز آن شبی که دل به تو دادم لبریزم از آن عطر خوش بویتبا عشق تو من قصه ها دارم زیبایی بی انتها دارمدنیای من جز عشق چیزی نیست از لحظه ای که من تورا دارمزیباترین اشعار در وصف تو کم شد ،،تعریف عشق تو با واژه مبهم شدجز تو نبود آنچه من آرزو کردم ،من زندگی را با چشمت شروع کردم،چشمت شروع کردم ،چشمت شروع کردمگم شد دلم تا رد شد از سویت در پیچش هرتار گیسویت،،از آن شبی که دل به تو دادم لبریزم از آن عطر خوش بویتبا عشق تو من قصه ها دارم زیبایی بی انتها دارمدنیای من جز عشق چیزی نیستاز لحظه ای که من تورا دارم
SIMILAR MUSIC
آهنگهای مشابه
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است