دل من تنگ شده جانم، بیا سر زدهسر بزن تا که ببینی چه سرم آمدهدل من باز برایت به خدا پر زدهسر بزن تا که ببینی چه سرم آمدهای جان چه زیبا شدهای، غرق رویا شدهایآمدی، با قدمت ولوله برپا شدهایچشم جادوی تو، روی تو، بوی تومیشوم غرق میان موج گیسوی توامشب شب دیدار تو، سوخته تب دیدار توبا تو شب من روشنه، فردا با تو مال منهامشب شب دیدار تو، سوخته تب دیدار توبا تو شب من روشنه، فردا با تو مال منهفردا با تو مال من استتمام شهرها را دور کردمندیدم مثل تو، دورت بگردمبه زیبایی لبخند تو سوگندندیدم مثل لبخند تو لبخندببینم چشم پرشور و شرت رانبینم یک نفس چشم ترت راغریبی میکنی با آشنایتبیا بر جان من بالا سرت رابیا بر جان من بالا سرت راامشب شب دیدار تو، سوخته تب دیدار توبا تو شب من روشنه، فردا با تو مال منهامشب شب دیدار تو، سوخته تب دیدار توبا تو شب من روشنه، فردا با تو مال منهفردا با تو مال من استامشب شب دیدار تو، سوخته تب دیدار توبا تو شب من روشنه، فردا با تو مال منهامشب شب دیدار تو، سوخته تب دیدار توبا تو شب من روشنه، فردا با تو مال منهفردا با تو مال من است
RELATED PICKS
پیشنهادهای مرتبط با این اثر
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است