LYRICS
متن ترانه سیف امبراس
بیدار میمونه چشمهام تا دامنهی سحرتا در مدار نگاهت غرق تماشا شوددر ژرفای دو چشم تو یه اقیانوس دیدمحس ناب دلبستگی تو وجودم موج میزدقفل دروازهي قلبم به رویت ازادهاسون وارد میشی ولیکن خروجش دشوارهآوای تار تو در گوشهام قشنگتر از آوازهبه غربت نبودت نسپارم که خواهم شد آوارهتنهام نزار که در آغوش نبودت میمیرمحاصل این جدایی بیتو اسیر تقدیرمآغوش تو پناه بیدغدغهی شبهای منکه درپناه تو لبریز میشود در دل منتن خستهام از لمس دستهات جان میگیرددل بیقرارم کنارت نفس میگیردآغوش تو پناه بیدغدغهی شبهای منکه درپناه تو لبریز میشود در دل منتو شدی انگیزه ي اغاز راهمشدی تنها دلیل ادامه دادنتو شدی همراه و هم مقصد بیپایانمشدی راهنما و همدم بر اشتباهاتمتنهام نزار که در آغوش نبودت میمیرمحاصل این جدایی، بیتو اسیر تقدیرمآغوش تو پناه بیدغدغهی شبهای منکه درپناه تو لبریز میشود در دل منتن خستهام از لمس دستهات جان میگیرددل بیقرارم کنارت نفس میگیردآغوش تو پناه بیدغدغهی شبهای منکه درپناه تو لبریز میشود در دل من
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر رسا
SIMILAR MUSIC
آهنگهای مشابه
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است