خواننده / دکلمه: محمد معتمدیشاعر: مولانا (دیوان شمس - غزل شماره ۲۲۱۹)من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگوسخن رنج مگو، جز سخن گنج مگوور از این بیخبری، رنج مبر، هیچ مگودوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»گفتم: «ای عشق، من از چیز دگر میترسم»گفت: «آن چیز دگر نیست، دگر هیچ مگو»«من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفتسر بجنبان که بلی، جز که به سر هیچ مگو»گفتم: «این رویْ فرشتهست عجب یا بشر است؟»گفت: «این غیر فرشتهست و بشر، هیچ مگو»گفتم: «این چیست؟ بگو، زیر و زبر خواهم شد»گفت: «میباش چنین زیر و زبر، هیچ مگو»من... من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو...
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر محمد معتمدی
SIMILAR MUSIC
آهنگهای مشابه
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است