LYRICS
متن ترانه ماما کشتمش (همراه عرفان و زد اچ آر)
**[اینترو]**Is this real?Caught in a landslide, no escape from realityOpen your eyesدست از تلاش برنداشتم**[ورس یک]**دست از تلاش برنداشتمکردم حراج هرچی داشتموخواستن ازم بگیرن هرچی ساختمونابود کرد اتمسفر تاجزنوبابا یادته چقدر بحث میکردم؟هنوز دلت خوشه که یه روزی برمیگردمسنتها منو از همهچی منع میکردنآرامبخشها مردمکمو تنگ میکردندیو شدم، گوش کردم به حرفهای مانیویدمو روشن کردم تو شبهای تاریکدلخوشیم پوستر معلمم، جواد هابیکفقط وقتی عشقو بفهمی سرمایه داریاز مدرسه برام مونده خاطرات بداون روزا سخت شد، منم شاعرانهتراز دوست دخترم بودم عاشقانهتربهم خیانت کرد، دیدن همهجای شهرتهش کشو ترجیح دادن همهجای شهرولی شرو ترجیح دادم من به جای کشاز کردن اعتماد خوردم ضربههای بدنیت خوب نشونم داد صحنههای بدکلی آرزوی خوب کردم نحس شدشصبرم کمه کینههامو بیان نقد کنشبرام درینکی نریز که کمه الکلشچون شدم فوقستاره، من سریع جنگ شدشمامان تو رو نمیبینم، تو رو نفس میکشماز بعد آزادی خوندم، واسم قفس میکشنکرم رفت ولی نبود هدف فقط دیدشمفنام میگن همهچیو گفتی من از چی بگم؟شدم مهاجر تو کوچههای سرد لندن، خستهاماز هرچی کلاب شنبه رفتنمن شعر شدم تا برام هر رپ شه پروندهنه یکی، دو تا، سه تا بلکه بدتربه خودم میگم چیت کم بود مرد احمق؟چقدر قلبمو شکوندن، چقدر قلب شکستممیموندم دکتر کلی خرج کمترته زندگی شاد با یه کش کمترمیخوای بگی بدم ولی هیچوقت پشیمون نمیشمهر کاری کردم درست بود، هذیون نمیگممن با همهتون فرق دارم، شبیهتون نمیشمهمهشو گرفتین، خلوص قلبم مونده پیشم فقط**[کورس]**مامان، خودم زدم کشتمشیه اسلحه رو سرش و بعدم خون چکید رو فرش ساریمامان، بازم اون اولشخودم همهچیو به باد دادم، نرسیدیم به تهشآخر، مامان، بهم قول بدهاگه برنگشتم فردا رو پیشتزندگی کن مثل همیشهنگاه نکن پشت سرتاینو گفتی بهم لحظه رفتنخیلی غمگینم و شرمندهاممامان، سوری**[ورس دو]**کی دیده بگاییهامو منو؟کمیاب بالاخره یه جایی یادمهخواستم بدم بره چند بار ادامه راه رپوولی هلم میداد جلو هر بار یه صدایی منویاد دوران سخت، طلاق و مهاجرتواسه رنگ پوستم زندان توی اتاق حبسروزا جوینت رو لبم، یادم بره اوضاع بدولی تا پلکها میرن فکرا میان سراغ شببابا فرهنگی بود من رفتم تو کار خلافگرمگرم پکها میرفتن اجاره درآدرو کفه ترازو سنگین وجدان داشتش، عبااینا رو هل میده پایین اون روزا رو یادش نیادحتی وقتی صفر بودن حسابها ما کیری بروک بودمفرش بودن لباسهام و تیپ بوم بودمرو فرم بودم صورتم با سیلی سرخ بود یه هَنوبیچها تا شبا خونم ویزیتور بودنهرچی رفتم جلو دیدم تهش با خودم طرفمهمهچیو دادم بره حتی دود علفمقلممو برداشتم و شروع کردم از اولحالا ورسو میندازم و همه میگن ۱۰ از ۱۰مینویسم تا که نوک دستام بنفشنتا که به جا ثانیهها دشمنهامم تلف شنتا که گنج توما باز هم پیدا کنم از نقشمبرسید ته فیلمم، راضی باشم از نقشمهمکارا از قدیم همه بهم یه هیتی دادنمنِ کسخل فکر میکردم اینا رفیقهامنفاک ایت، تو هر سبکی هیتو دادم، اسمی دارم۱۰ تا آرتیست رومه، خودم تک فستیوالامهمینم که میبینی و هیچ افکتی داشمهرکی میشناستتم فقط میگه عشقی داشماینا هفترنگ رنگینکمون، میخوام مشکی باشمترجیح میدم نباشم تا که اینشکلی باشم، آرهمامان ببخش اگه دیر بزرگ شدماگه کودک درونم زندهست، دیر درست شدمرفتم دنبال آرزوهای دستنیافتنیو حالا نور خورشیدی که میتابه به زمردم**[کورس]**مامان، خودم زدم کشتمشیه اسلحه رو سرش و بعدم خون چکید رو فرش ساریمامان، بازم اون اولشخودم همهچیو به باد دادم، نرسیدیم به تهشآخر، مامان، بهم قول بدهاگه برنگشتم فردا رو پیشتزندگی کن مثل همیشهنگاه نکن پشت سرتاینو گفتی بهم لحظه رفتنخیلی غمگینم و شرمندهاممامان، سوری
RELATED PICKS
پیشنهادهای مرتبط با این اثر
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است