♫ برای پخش موزیک خود کلیک کنید…
دانلود آهنگ جدید حسین زمان به نام برادر جان از حسین زمان
تک‌آهنگ

دانلود آهنگ جدید حسین زمان به نام برادر جان

دانلود آهنگ جدید حسین زمان به نام برادر جان از حسین زمان

دانلود آهنگ جدید حسین زمان به نام برادر جان + به همراه متن آهنگ

Download New Music By Hossein Zaman - Baradar Jan

در این بهار مرده ی بی عشق بی انسان سر را مقیم شانه ی من کن برادر جان
سر را مقیم شانه ی من کن که مدتهاست ابری نمی بارد بر این بیغوله ی بی نان
سر را به روی شانه ام بگذار و هق هق کن سر را به بغض شانه ام بسپار و غم بنشان
ما گریه کردیم و قفسهامان قفس تر شد تو گریه کن شاید دری وا شد برادر جان
تو گریه کن شاید خدای تو دری وا کرد حتی به آنسوی عدم آنسوی گورستان

ترانه : علی اکبر یاغی تبار - آهنگ و تنظیم : محمدرضا چراغعلی

دانلود آهنگ برادر جان از حسین زمان با کیفیت اورجینال

منتشر شد ..

تکست آهنگ برادر جان حسین زمان
در این بهار مرده ی بی عشق بی انسان سر را مقیم شانه ی من کن برادر جان
سر را مقیم شانه ی من کن که مدتهاست ابری نمی بارد بر این بیغوله ی بی نان
سر را به روی شانه ام بگذار و هق هق کن سر را به بغض شانه ام بسپار و غم بنشان
ما گریه کردیم و قفسهامان قفس تر شد تو گریه کن شاید دری وا شد برادر جان
تو گریه کن شاید خدای تو دری وا کرد حتی به آنسوی عدم آنسوی گورستان
اشکی بریز و خنده بر این خشکسالی کن
اشکی بریز و خنده کن بر درد بی درمان آه ای برادر جان، برادر جان ، برادرجان
با سگ نکردند آنچه با ما کرده اند اینان چاووش خوان سفره ی بی نانمان کردند
با نام آبادی چنین ویرانمان کردند با نام آزادی صدامان را وجب کردند
ما را دچار رعشه های نیمه شب کردند گفتند نورند و رگ مهتاب را کشتند
نا رستمان ناپدر سهراب را کشتند زاغان غفلت برده با کبکان خرامیدند
هر کورسوی مرده را خورشید نامیدند من در عزای خنده و لبخند می گریم
چون مادران در ماتم فرزند می گریم
من هم دلم خون است از این کابوس بی پایان من را حریم هق هق خود کن برادر جان
آه ای برادر جان برادرجان برادر جان با سگ نکردند آنچه با ما کرده اند اینان
ما هر دو از یک خاک و یک دنیای بن بستیم ما هر دو بن بستیم از این رو دل به هم بستیم
این بید ها را باد و ما را درد خواهد برد ما هر دومان آزادسروان تهی دستیم
بر سفره ی ما تهمت بی قاتقی بستند با مرده خوراران مدیحت خوان نپیوستیم
گفتند هرگز نیستید اما ندانستند دیوارشان اثبات خواهد کرد ما هستیم
هستیم و داد خویش از بیداد می گیریم هستیم و می میریم و با مردن نمی میریم
در این بهار مرده ی بی برگ بی باران من را حریم گریه ی خود کن برادرجان
سر را به خشم شانه ام بسپار و ایمن باش دنیا پر از تاریکی است اما تو روشن باش
این کودکان آیین عیاری نمی دانند دل دل نکن لوطی خودت داش آکل من باش
این باغ نازا را به آفت زادگان بسپار تو جنگلی و ریشه داری ناسترون باش
با این ملیجک های دست افشان امیدی نیست تو وارث ایل و تبار یاغی من باش
ای سنگ تیپاخورده ای دیوار پاییزی وقت است از خواب هزاران ساله برخیزی
این روسپی در خورد نام کهنه مردان نیست باید به مهر مادری ِ مادری دیگر بیاویزی
من هم دلم خون است از این کاشانه ی ویران حالا تو دوش هق هق من شو برادرجان
جولای 15, 2020تاریخ انتشار 2,587,897بازدید نمایشی 0دیدگاه
پخش آنلاین دانلود آهنگ جدید حسین زمان به نام برادر جانحسین زمان
0:000:00
SHARE THIS RELEASEاشتراک‌گذاری آهنگ
LYRICS

متن ترانه دانلود آهنگ جدید حسین زمان به نام برادر جان

تکست آهنگ برادر جان حسین زماندر این بهار مرده ی بی عشق بی انسان سر را مقیم شانه ی من کن برادر جانسر را مقیم شانه ی من کن که مدتهاست ابری نمی بارد بر این بیغوله ی بی نانسر را به روی شانه ام بگذار و هق هق کن سر را به بغض شانه ام بسپار و غم بنشانما گریه کردیم و قفسهامان قفس تر شد تو گریه کن شاید دری وا شد برادر جانتو گریه کن شاید خدای تو دری وا کرد حتی به آنسوی عدم آنسوی گورستاناشکی بریز و خنده بر این خشکسالی کناشکی بریز و خنده کن بر درد بی درمان آه ای برادر جان، برادر جان ، برادرجانبا سگ نکردند آنچه با ما کرده اند اینان چاووش خوان سفره ی بی نانمان کردندبا نام آبادی چنین ویرانمان کردند با نام آزادی صدامان را وجب کردندما را دچار رعشه های نیمه شب کردند گفتند نورند و رگ مهتاب را کشتندنا رستمان ناپدر سهراب را کشتند زاغان غفلت برده با کبکان خرامیدندهر کورسوی مرده را خورشید نامیدند من در عزای خنده و لبخند می گریمچون مادران در ماتم فرزند می گریممن هم دلم خون است از این کابوس بی پایان من را حریم هق هق خود کن برادر جانآه ای برادر جان برادرجان برادر جان با سگ نکردند آنچه با ما کرده اند اینانما هر دو از یک خاک و یک دنیای بن بستیم ما هر دو بن بستیم از این رو دل به هم بستیماین بید ها را باد و ما را درد خواهد برد ما هر دومان آزادسروان تهی دستیمبر سفره ی ما تهمت بی قاتقی بستند با مرده خوراران مدیحت خوان نپیوستیمگفتند هرگز نیستید اما ندانستند دیوارشان اثبات خواهد کرد ما هستیمهستیم و داد خویش از بیداد می گیریم هستیم و می میریم و با مردن نمی میریمدر این بهار مرده ی بی برگ بی باران من را حریم گریه ی خود کن برادرجانسر را به خشم شانه ام بسپار و ایمن باش دنیا پر از تاریکی است اما تو روشن باشاین کودکان آیین عیاری نمی دانند دل دل نکن لوطی خودت داش آکل من باشاین باغ نازا را به آفت زادگان بسپار تو جنگلی و ریشه داری ناسترون باشبا این ملیجک های دست افشان امیدی نیست تو وارث ایل و تبار یاغی من باشای سنگ تیپاخورده ای دیوار پاییزی وقت است از خواب هزاران ساله برخیزیاین روسپی در خورد نام کهنه مردان نیست باید به مهر مادری ِ مادری دیگر بیاویزیمن هم دلم خون است از این کاشانه ی ویران حالا تو دوش هق هق من شو برادرجان
دیدگاه کاربران

نظرات درباره این اثر

0 دیدگاه ثبت شده است

ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نظر را شما بنویسید.

نظر خود را ثبت کنید

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند.