خیابان؛ مثل چاقو ؛رد خون روی گلویش بودخیابان صف به صف؛ نامه رو به دشمن روبه رویش بودتن مادر ؛سپر بود و؛دل دختر؛که می ترسیدشهیدان؛ از خجالت؛ پشتشان؛ در گور می لرزیدنه بیگانه ؛که یک لشکر خودی؛مارا کتک می زدبه چشمان خدا ؛فواره های خون شتک می زدبه سوی هم؛ در آغوش خیابان؛ گریه می کردیمبه آرامی ؛ولی؛بر شانه ی هم تکیه می کردیمزنان؛ خرمن به خرمن؛ موی خود؛ در باد ها چیدنزنان؛ در موج موی خود؛ مثل دریا؛ خورشیدندپسر با اشک خواهر؛ زخم خود را؛ شست و رو این شدخیابان؛ در خیابان؛ شهر مرده؛ آتش آجین شدبه هر ؛شلیک پاییزی؛ که برگ از شاخه می افتادبه نام زن؛به نام؛زندگی؛آزادی گل می دادخیابان مثل مافریادی از خون ؛گلویش بودخیابان؛ مثل ماه؛ چشمان دختر ؛آبرویش بودزنان ؛خرمن به خرمن ؛ موی خود؛ در باد ها چیدنزنان؛ در موج موی خود ؛ مثل دریا؛ خورشیدندپسر ؛ با اشک خواهر ؛ زخم خود را؛ شست و رو این شدخیابان؛ در خیابان ؛شهر مرده ؛ آتش آجین شد
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر حسین زمان
SIMILAR MUSIC
آهنگهای مشابه
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است