خیلی دارم دنبال خودم میگردمیواش یواش دارم میرسمآره، دارم میرسم بهشهیچوقت نچسبیدم به اون چیزی که داشتمروابط اجتماعی همش فیریک بود واسمولی من اَ پیشرو نگرفتم بلیط باختناز خدای بالا سرم فقط دیدیم چراغ سبزوحشی ساختیمشهمیشه کجو ترجیح دادیمشترجیح میدیم تا میتونیم نریم سمت آیینهبه خودمون زل نزنیم چون حقیقتش تاریکهغریضه است و طبیعتش شریعت فانیهدوییدیم تو ثانیهچون صدمش طولانیهتو خودمون راهی ساختیمکه پرتوش نورانیهتو بهشتم رو به روم نشسته گابریلجنس نورو داری وقتشه پرت شی تو قافیهزمستونا دنبال در آپارتمان بازکه تو انباریش مچاله شیم بخوابیم با لباسبا کوچیکترین صدا میشیم بی تاب و جابه جااز این غار به اون غار میریم تو دیوار برم داشتاز این کار، به اون کار، سرنوشت تو قلم بودپس عاشق شدم همونجافرقی نداشت کجا ام ودنیا میره به کجاشغال میره عشق و حالتو زباله ان گشنه هاو غبار میشن قله هابا دلار میشن اژدهایا شعار میدن ضد مابخدا من تو چش همه شما دیدم انقلابطنابمون به بالا وصلنداریم ترس از ارتفاعاگه پشت همدیگه نباشیماین رویا اشتباستاون چیزا که تو تاریکی بهت گفتمتو روشنایی بازش کنهرچی که راه میری دل گشنه ستهیجانتو رامش کناز زمین که به ماه میری یه نقطه استکه تو نادونی خوابش بردهر دفعه بهم تابیدی شعر گفتم ودعای ساحری باطل شد، باطل شدتو پسر خدایی، پس بتاب به مردمقبولی پیش ما نمیخوادش مدال گندمتو که تو گوشِت میخوایی بشنوی صدای درد واونی که تو میخواستی میداد بوی صدای مرگوبگو چرا فقط داری پی عنش میگردیباید با همین چیزایی که داشتی سرش میکردیولی همیشه همه چی میدیم بعدش میفهمیماگه شب حرکت نکنی تو قلبت میگن ریددیگه تو تاریکی نمیمونی و غمت نییعنی بودن تو این لجنزارو بکنیم برا چی تمدیدتو زندانی نیستی دست و پاتو برا چی بستیاگه وصل شی پاره میشن همه قوانین از پیشنوشتیم نامه به نفرین به خدا نامه نوشتیمفهمیدیم آیه نوشتیم ماها صاحب بهشتیمشکل طالب خشتیماون که فکر خودش نیحتی نی لایق مشکیاصلا تو قایق عشق نیستدیگه خودم نمینوشم میدم باده به ابلیسرسیدم به سرزمین خدا تو ساحل کشتیتو زمینای ملخ زدتونم کاشف کشتیماین واژه ها شفات میدن بی اینکه باشه پزشکیبیا بذاریم کنار اون چیزا که لازم دل نیاگه حاکمت عشقه نگو تو جاده فلش نیستاگه الان اینجایی قبلا اجازه گرفتیما هم مث اونیم ولی شدیم خالق زشتیاون چیزا که تو تاریکی بهت گفتمتو روشنایی بازش کنهرچی که راه میری دل گشنه ستهیجانتو رامش کناز زمین که به ماه میری یه نقطه استکه تو نادونی خوابش بردهر دفعه بهم تابیدی شعر گفتم ودعای ساحری باطل شد، باطل شداین یه راه حل واسه زنده موندنتدیگه تو جبهه بودن باشه تنها فکر تو سرتمیخوایی کجا فرار کنی وقتی گرفته رو همهاینکه زندگی میکنیم برعکسش شکل روحمهبارها چمدونمو بستمو تنهاش گذاشتمتو ایستگاه های بعدی همونارو برام گذاشتناین چیزا برای تو سوال و برا خدا سلماین چیزا که برام دوباره یه حیات رو ساختننیاز به عمق دید کی میگه ماه نقره نیستایمان به بی نهایت میکنه باورو سفیدهمه ساعت ها از بهترینه آینده بگیداز وقتی بچه تو رحم صدای مادر رو شنیداگه جهان سمیه جمع ها برات منفیهمث خورشیدی شو که به یخ ها حرارت میدهبمون تو منطقه ای که هنوزم هواش ابریهمهمم نیست اگه هزار دفعه خراب کردیمیشاون چیزا که تو تاریکی بهت گفتمتو روشنایی بازش کنهرچی که راه میری دل گشنه ستهیجانتو رامش کناز زمین که به ماه میری یه نقطه استکه تو نادونی خوابش بردهر دفعه بهم تابیدی شعر گفتم ودعای ساحری باطل شد، باطل شد
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر رضا پیشرو
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است