LYRICS
متن ترانه آدمک برفی
برف مثل همیشه میباریدبی صدا پشت شیشه میباریدانگار آسمون نفس نمیکشیدتوی کوچه ها باد ، زوزه میکشیدسرد و تنها بود آدمک برفیغرق آرامش ،غرق بی حرفیبا یه قلب یخی توی سینهصاف بود و ساده مثل آیینهدور از چشم و گرما بی غم و بی دردبا خودش داشت ، زندگی میکردردی از کسی نبود پشت اخم و خنده هاشانتظاری از کسی نداشتمثل دکمه ی چشاش یا لبای بی صداشهیچی واقعی نبود براشدور از آدمای شهربی خیال و بی خبرخیره بود به رقص بچه هاتوی سردی نگاش تا ابد یه رنگ داشتدامن سفید کوچه هاتا یه روز، یه نفر ، نگاهش کردبا یه لبخند زابراهش کردیکی که اشتباه اومده بودبا یه شال و کلاه اومده بوددست دلسوزیا خرابش کردهرم دریای عشق آبش کردردی از کسی نبود پشت اخم و خنده هاشانتظاری از کسی نداشتمثل دکمه ی چشاش یا لبای بی صداشهیچی واقعی نبود براشدور از آدمای شهربی خیال و بی خبرخیره بود به رقص بچه هاتوی سردی نگاش تا ابد یه رنگ داشتدامن سفید کوچه هامنم اونیکه جنس برفه تنشبا همه فرق میکنه بدنشوسط برفای دونه درشتداغ این مهربونیا منو کشتروی لبهامه قفل بی حرفیمن همونم آدمک برفی
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است