سیاه پر کلاغی آسمون شهر منستاره های مرده طرح روی دامنابهار از این حوالی خیلی وقته بسته رختعلی الدوام سوز دی تو قلب آدماسیاه پر کلاغی آسمون شهر منستاره های مرده طرح روی دامنابهار از این حوالی خیلی وقته بسته رختعلی الدوام سوز دی تو قلب آدمااز همّه ی باغ ، حصار مونده یادگاریاز اون جوونه ها و لاله ها یه جای خالیزمستون حمله کردو ارتش عظیم و سردشزدن به سینه ها و شد تموم قلبا آبیدرست و اشتباه و بد و خوب و زشت و زیبایه دست و بی تفاوتن ، سفید بی سیاهینفس کوچه ها بریده زیر پای بهمننمکّو بسته بسته روی زخم هم میپاشیمگذشته یک عمر از آخرین بهار خونهاز انعکاس خنده های پاک بچه گونهبا مرگ کودکی مهر ، پرید و سادگی رفتیه قو که از فراز شهر یخ در حال کوچهشاید به سمت قلب قرمزی برای بودنیه جا که گوشی واسه استماع قصشون هستیه جا که حلقه ی امید همیشه دست رویاستاین آجرای سفت و سرد توی سینمون نهجوونه ای نمیزنه برای مژده ی عیدگرفته خاک شهر منّو آه بیگناهاشاز این شرایط حتی گربه های کوچه سیرنیه سفره پهنه غصه میخوریم صبحونه تا شامکسی از انتهای قصمون خبر ندارهتموم چشمه های شوقمون شدن اسیدیچرایی وجودمون شده نفس کشیدنتو شهر من یه عمره رد پای زندگی نیستسیاه پر کلاغی آسمون شهر منستاره های مرده طرح روی دامنابهار از این حوالی خیلی وقته بسته رختعلی الدوام سوز دی تو قلب آدماسیاه پر کلاغی آسمون شهر منستاره های مرده طرح روی دامنابهار از این حوالی خیلی وقته بسته رختعلی الدوام سوز دی تو قلب آدماهوای حالم ابریه میبارم اشک شوررو پیرهن سفید شهرم این شبای شومنگاهم از شرم نمیره سمت آسموننمیده هیچ علامتی مسیرو بم نشونکشیده قد و شاخه هاش گرفته راه نورمدرخت زشت نفرتی که ریشه کرده تو منکشیده رسّمو عقیمه خاک جسم و جونمنمونده قدرتی برا ادامه تو وجودمدلم میخواد یه خواب ، به عمق کولا چاهبدون احساس ، بدون هوش و رنج و راهدلم یه تنهایی ، میخواد شبیه خداجدا از حوّا ، از آدما از هر دوپادلم میخواد از هر چی علّ بودنه جداشمیه مدتی اصن تو بند این جهان نباشماز این کرختیا ، از این کلافگی رها شماز این امید بی ثمر خدا بده نجاتمتو شهر من نه گوشی مونده واسه ی شنیدننه چشمی واسه پرتوی ضعیف نورو دیدنمنم مثه تو ام درونم آرزوم مردچی میشه قصه وقتی کور عصای کور شد ؟همیشه رزقمونو از تو خون هم گرفتیمغریبه شهر ما نیا نشی اسیر نفرینچه بد سلیقه از تموم رنگا سهممون شدیه قلب آبی و گلیم آق و سقف مشکیسیاه پر کلاغی آسمون شهر منستاره های مرده طرح روی دامنابهار از این حوالی خیلی وقته بسته رختعلی الدوام سوز دی تو قلب آدماسیاه پر کلاغی آسمون شهر منستاره های مرده طرح روی دامنابهار از این حوالی خیلی وقته بسته رختعلی الدوام سوز دی تو قلب آدما... پایان ...
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر کولی
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است