بخش اولتوام یادت بره، بدون که تهرون همیشه خوب یادشهدلم یه ایران بیآب و این آهنگ فقط روبانشهتو این روبانو میبری همینطوری که سرت رو بالشهولی نمیدونی نیستی عمرم قراره چقدر کوتاه بشهروزی که من برم این شهر مطمئن باش شعر کم مییارهدستم نمینویسه اینو، قلبم میگه و همش داره از چشمم میبارهتویی تخت خیست، من و چشمای خشکماین شعر شروع نشده هنوز و من هنوز حرفمو نگفتمهمخوان (سعدی)مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس/ ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را«سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»/ ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب رابخش دومیه چت دوطرفه پاک شده، کادوهای توی کمد چال شدهما که همو دنبال نمیکنیم روی اینترنت، ولی قلبمون چی؟ جدا شده؟برو خودتو مسخره نکن، نمیتونی پاک کنی از صفحه منوتو توییتر اصلیت درشت بنویس «تو دلت هنوز داری حسرت منو»تو رو مث کف دست بلدم/ خوب میفهمی از طرز حرف زدنممن اوج بگیرم یه شهر میریزه/ پ تخلیه کنید قبل موشک زدنمبرو به باباجونت بگو «هیچجا دیگه امن نیست، تا آغوش اوندور من نپیچه، منو پس نگیره، وضعیت همینه»همخوان (سعدی)مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس/ ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را«سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»/ ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب رابخش سومتو و تموم ثروتت، من بَسمه یه دونه داداشتو و یه زنگ به باباجونت، من وصلم به روح آقامیه جوری این شهرو پس بگیرم/ ببینی لیوانا بدون من چپه میشنبزن سلامتی رپکن یک تهرون/ گفتم بد میشه من سرلج بگیرممیان کنارت میگن «ببخشید! با شما بوده؟»توام که صدتا رو داری بگو «نمیشناسم، هان؟ کجا بوده؟»ولی حواست باشه یه وقت پیشش/ زمزمم نکنی، که بد میشهخانمم اختلال توجه داره آقا/ به منم دروغ زیاد گفته، ببخشینشهمخوان (سعدی)مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس/ ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را«سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»/ ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب ربخش چهارمبا اطمینان گفتی «تورو میخوام همیشه»/ چشامو مالیدم گفتم «این خواب عجیبه»چک زدم به خودم گفتم «بیدار میکنی/ منو؟» خندیدی گفتی «چیکار میکنی؟!»گفتم «نکنه چیزی تو رو از من بگیره»/ باز خندیدی گفتی «اصلا نمیشه»من یه اسب تکشاخ ترسیده بودم/ از اضطراب فلج؛ به تو چسبیده بودمگفتم «حاملم ازت»/ خندیدی گفتی «مسخره نشو»گفتم «واقعا عسل/ جواب آزمایشو ببین، مسخره نکن»سونوم کردن، جلوی قلبم، چندتا توده شعر پر از نبضنهمه تخم توعه که کاشتی تو روحم/ و اونا که قبل من دوس داشتی دروغنهمخوان (سعدی)مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس/ ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را«سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»/ ای بیبصر من میروم؟ او میکشد قلاب رابخش پنجمسرشب بود با یه طوفان کوچیک/ در قصرمونو کندن، ما تو خواب بودیوسط مرداد، شد سرمای زمهریر/ همه جا مه شد، دستای اجنبیپیچید دور صورت و شیکمم/ چنگالش میرفت مث سوزن تو جیگرمصدات میزدم، جواب ندادی/ هی داد میزدم، جواب ندادیکرمای قصرت رو تختت/ دورت میکردن گفتم «قلبمون زخمهجیگرگوشمو نگیرین ازم»/ ازم خون میرفت دیدم به مردن نزدیکترمدستمو گرفتم جلو دهنم/ گفتم این وسط بچهی تو رونزننبودم آش و لاش و غرق تو خون/ بهمنو زاییدم تو جنگ و دود
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر نوید
SIMILAR MUSIC
آهنگهای مشابه
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است