یادمه خواستم رپ کنم تو کلاس درسمعلم بم گفت مغزتو پاک کنجایزه گرفتم اضافه درس.بچه ها تو کلاس درس تشویق شدمجایزه گرفتم دوبال و پر.برام شد سکوی پرواز رفتم .تو اعماق رپ.سخت شد برام زندگی یکمچون داشت زندگیم اجزای بد .تنگ شد برام سوراخ هدفتو مغزم شده بود حفار حرفدیگه شدم بی نای تنهابعد این همه روزای سختفقط یه چی موند تو سرمکه پرواز کنم تو شکاف ابرآره مثل اون فشارقبراستخون میشکنه مثال سنگ.مثل اون شبای سردرو پل هوایی مثال تختآره مثل اون ندایآره مثل اون شبای خسکه بر ماگذشت مثالی سختکه برما گذشت مثالی بد.رفتم تو عمق فاجعهحتی بدتر از جنگ و آبله .رفتم تو عمق خاطرهمصرف مواد جسم باطله.رفتم تو عمق حس نایرفتم تو عمق حس پارفتم به جاییکه حتینداشتم مسیری واسه اشتباه....(ورس دوم)به نام اون خدایی که هر وقت دیدمنیست نگاهیبه نام اون تکیه گاهی که ریخت بر سرمامثل پاییز.به نام اون عشق و جسم و خاک.به نام اون اسم بی پلاک.به نام اون لحظه هاییکهریخت بر سرما همچو باد.دردام رفت نشست بر روی کوه قافرفت به جاییکه نبود پاسباننبود ناسپاس شدرفت به جاییکه زندگی صفر و نفس خاص .رفت به جاییکه پدر مادر فقط حرف باد .ولی گرفتم از این زندگیهر روز یه جور لوح بردگیگرفتم امانی از عشقتشنج خمارو خستگیگرفتن روزای بچگیمگرفتن خوبای زندگیمگرفتن مود خوبمو رفتم تو فضای هرزگی .اما الان تو حال و همدلیتکستمو نوشتم برای هر دلیکه بگن ناقوس منم فریاد صدام آلارم خستگی .من همان قاب عکس پیرمن همان نژاد خسته دینمن همان مرده ستاره ایبرای شبای پرسگیم.
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است