LYRICS
متن ترانه قربان نگاهت
دل دیوانه ی من از تو شکایت دارداینچنین طرز نگاه تو حکایت داردتو بزن بر تن من خنجر احساست رادل من از ته دل بر تو ارادت دادآمدی جان و دلم منت تو بر سرم استچون در این شهر غریب عشق تو بال و پرم استبنشین و دلبری کن تو با چشمانتتو چنان جان و جهانی که جهان در برم استای به قربان نگاهت که بیمارم کردعاشقم حال و هوایت پریشانم کرددل به دریای نگاهت زده ام میدانیعشق تو بر دلم افتاد و گرفتارم کرد……………………….………………کشتی عشق مرا موج تو ویران کردهدل رسوای مرا عشق تو سوزان کردهتا به کی منت افسون نگاه تو کِشمکه چنین اشوه ی تو خانه خرابم کردهکه چنین اشوه ی تو خانه خرابم کردهای به قربان نگاهت که بیمارم کردعاشقم حال و هوایت پریشانم کرددل به دریای نگاهت زده ام میدانیعشق تو بر دلم افتاد و گرفتارم کرد
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر علیرضا دیان
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است