بانوتمام شعرها مال تو بانوو ميپرسم فقط حال تو بانوكه ميدانم نميمانى كنارمگرفتم من خودم فال تو بانوبااون چشماات، حیرانم نمودیچو موهایت، پریشانم نمودینمیخواهم تورو با اون ببینمپشیمانم پشیمانم نمودینخند بانو تو بر حال خرابمكه دريا نيستم مثل سرابمچرا كردى اسيرم با نگاهتبيا نامهربان شبها بخوابملبت بهتر ز انگور است بانودلت از اين دلم دور است بانوبريز اسپند را تو روى آتشخدايى چشم من شور است، بانوکوروس:ببين پايم لب گور است بانوتو بزم هرشبت جور است بانوببين جان كندن دل زير پايتمگر چشمان تو کور است بانومجنون ملایری
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است