دستم و گرفتی ، گفتی : بسه دیگه هر چی باختیمثِ آهن توی کوره ، من و توی سختی ساختیحالا فولاد و سِتٰرگم ؛ گر چه در عینِ ظِرافتگر چه بی رنگم و نشکن ، پُرم از حسِ لطافتمگه می شه !؟ مگه داریم از خودِ تو خواستنی ترکی و دارم ؟ کی و دارم از خودِ خودت تنی تر؟مگه می شه !؟ مگه داریم از خودِ تو خواستنی ترکی و دارم ؟ کی و دارم از خودِ خودت تنی تر؟تو رو بی واسطه دارم ، تو رو از خودت می خوام منساده تر از این نمی شه ؛ خوشه چین وصله به خَرمنچه قشنگه عشق بازی ، با تو آرامم و شادمرازِ آرامشم اینه که دلم رو به تو دادممگه می شه !؟ مگه داریم از خودِ تو خواستنی ترکی و دارم ؟ کی و دارم از خودِ خودت تنی تر؟مگه می شه !؟ مگه داریم از خودِ تو خواستنی ترکی و دارم ؟ کی و دارم از خودِ خودت تنی تر؟(دکلمه)👇🏻((اگه نورِ تو نباشه ، روزِ آدمی سیاههکوری و آینه فروشی !؟ هست و نیستِ ما تباههمی تونم صدات کنم من ؛ توی هر لحظه و جاییچه نصیبی بهتر از این ؟ که خدایِ آینه هایی))
MORE FROM ARTIST
آهنگهای دیگر سعید آرام
SIMILAR MUSIC
آهنگهای مشابه
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است