ای خالق هر قصه من، این من و این توبر ساز دلم زخمه بزن، این من و این توهر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالیبا هر نفسم داد میزنم جای تو خالیمنم عاشق ناز تو کشیدنبخاطر تو از همه بریدنتنها تو رو دیدنمنم عاشق انتظار کشیدنصدای پاتو از کوچه شنیدنتنها تو رو دیدنتو اون ابر بلندی که دستات شفای شوره زارهتو اون ساحل نوری که هر موج به تو سجده میارهتو فصل سبز عشقی که هر گل بهارو از تو دارهاگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خارهمنم عاشق ناز تو کشیدنبخاطر تو از همه بریدنتنها تو رو دیدنمنم عاشق انتظار کشیدنصدای پاتو از کوچه شنیدنتنها تو رو دیدنای خالق هر قصه من، این من و این توبر ساز دلم زخمه بزن، این من و این توهر لحظه جدا از تو برام ماهه و سالیبا هر نفسم داد میزنم جای تو خالیتو آخرین کلامی که شاعر تو هر غزل میارهبدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل ندارهبمون که شوکت عشق بمونه که قصه گوی عشقینگو که حرمت عشق شکسته تو آبروی عشقیمنم عاشق ناز تو کشیدنبخاطر تو از همه بریدنتنها تو رو دیدنمنم عاشق انتظار کشیدنصدای پاتو از کوچه شنیدنتنها تو رو دیدنای خالق هر قصه من این من و این توبر ساز دلم زخمه بزن این من و این توهر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالیبا هر نفسم داد میزنم جای تو خالیمنم عاشق ناز تو کشیدنبخاطر تو از همه بریدنتنها تو رو دیدنمنم عاشق انتظار کشیدنصدای پاتو از کوچه شنیدنتنها تو رو دیدنای خالق هر قصه من، این من و این توبر ساز دلم زخمه بزن، این من و این توهر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالیبا هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
RELATED PICKS
پیشنهادهای مرتبط با این اثر
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است