♫ برای پخش موزیک خود کلیک کنید…

دانلود آهنگ  محمد بیباک به نام سحر نزدیک است

Download Old Music Mohammad Bibak – Sahar Nazdik Ast 

دانلود آهنگ سحر نزدیک است از محمد بیباک + همراه متن موزیک .

محمد بیباک سحر نزدیک است

SHARE THIS RELEASEاشتراک‌گذاری آهنگ
LYRICS

متن ترانه سحر نزدیک است

خندون بایه تبسم دروغ/قدم زنون توی بعدازظهرشلوغپدرازنداریش نمیگفت و حاشامی کرد/دخترکوچولوش ویتریناروتماشامیکردنگاه کن خونواده هاروکه میخرن شال/دیدن این صحنه هاقلب پدرومیکندازجاشمادراشاددست بچه هاکیسه های کادو/پدرگفت این مال اوناست نه یه زیپای پالتوامروزاومده تادخترشوراضی کنه/افسوس بایدبااحساساتش بازی کنهپس به خونواده میگه 40000دروغ/تاوقتی جیبش خالیه باچندرقاض حقوقدرگیرنگران وازهمه گیجتر/رفت به گذشته هاوحسرت بیشترروزایی که میگفت پولدارکاشکی باشم/ونزارم بچه هام مشکلی داشته باشناون تواوج بودنوفقطخوابشومیدید/حتی واسه رویاپردازی زمونه بالشوچیدچی بگم سیب زندگی ازتلخی پره/ازهواتازمین برسه 100تاچرخ میخورهوحالایه پدرتنهاوغریب/نمیتونه باشه همه غم هاروحریفمثل تک درخت بیابوناتنهاونحیف/چه بکنم غم همه ی حرفاموموتعریفتوکه ازشنیدن اینحرفابیزاری باز/توخودتوآیاحاظری بزاری جامتوکه سرگم شمارش هزاریهام/توخودتوآیاحاضری بزاری جام؟نه منبایدبخرم حتی اگه زیروروشم/واسه اولین قدم پالتومو میفروشمتوی آژانس بی خوابیام تا2ی شب/بعیده این پولاواسه بچه هام کادوبشنتاکی خونه همه بالباس ساده برو/حتی درختالباس نومی پوشن سال نوروتمام هم سننامو میبینم که خوب وخوشن/نرسیدن به آرزوهام منومیکشنازهمه عالم وآدم حس بیزاری داشت/توکه میشنوی خدتومیزاری جاشکینه ودادزدتوکه میشنوی اون بالایی/نکنه راست میگن که توهم خدای پولداراییندااومدتویه آدم پایسته وپاکی/گرچه حرکتت مثل یه کرم آهسته وخاکیولی صبرکن این کرم پروانه میشه/من که منتظرم چراهیچ دری روم بازنمیشهوحالایه پدرتنهاوغریب/نمیتونه باشه همه غم هاروحریفمثل تک درخت بیابوناتنهاونحیف/چه جوری بکنم غم همه ی حرفاموتعریفتوکه ازشنیدن اینحرفابیزاری باز/توخودتوآیاحاظری بزاری جامتوکه سرگم شمارش هزاریها/توخودتوآیاحاضری بزاری جام؟مدیون وبی ستم تنهاوبی سپر/رفت به جنگ مشکلات دنیای بی صفترفت به فکروبه خودش گفت بایدچه هاکنه/که تواین اقیانوس پرتلاتم شناکنهگفت ازفرداواسه ارباب رجوعم عشوه میام/واسه کوچکترین کاری میگم رشوه میخوامامانه حتی فکربه این قضیه کفره/وقتی یه عمرنون حلال آوردم پای سفرهکل زندگیمون تویفکر زوروزررفت/اینوباخودش گفت وازکوره دررفتروزگارگرگه گرچه من زودبره شدم/ودچاراین زندگیه روزمره شدمیادمه تودل اون آدم تهی دست/هنوزم رگه هایی ازامیدهستدرخت آرزوباصبربه ثمردست میده/فعلاکه صبرکن سحرنزدیکهپس صدانمیدم که شایدسرابه این صبر/به امیدفرداکه بچرخه سرا این سمتادامه میدم شایدسرابه این صبر /به امیدفرداکه بچرخه سرا این سمتپس صدانمیدم که شایدسرابه این صبر/به امیدفرداکه بچرخه سرا این سمتادامه میدم شایدسرابه این صبر /به امیدفرداکه بچرخه سرا این سمتپس صدانمیدم که شایدسرابه این صبر/به امیدفرداکه بچرخه سرا این سمتادامه میدم شایدسرابه این صبر /به امیدفرداکه بچرخه سرا این سمت
دیدگاه کاربران

نظرات درباره این اثر

0 دیدگاه ثبت شده است

ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نظر را شما بنویسید.

نظر خود را ثبت کنید

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند.