♫ برای پخش موزیک خود کلیک کنید…
عوض شده از رضا پیشرو و سینا ساعی و علی اوج و ساتراپ و قدر
تک‌آهنگ

دانلود آهنگ رضا پیشرو و سینا ساعی و علی اوج و ساتراپ و قدر عوض شده

منتشرکننده
saeid
سپتامبر 29, 2024تاریخ انتشار 7,635بازدید 0دیدگاه
پخش آنلاین عوض شدهرضا پیشرو و سینا ساعی و علی اوج و ساتراپ و قدر
0:000:00

دانلود آهنگ قدیمی از رضا پیشرو و سینا ساعی و علی اوج و ساتراپ و قدر عوض شده

Download OLD Music By Reza Pishro & Sae & Owj & Satrap & Ghadar – Avaz Shode

دانلود آهنگ عوض شده از رضا پیشرو و سینا ساعی و علی اوج و ساتراپ و قدر با کیفیت اورجینال MP3 320 به همراه متن موزیک .

SHARE THIS RELEASEاشتراک‌گذاری آهنگ
LYRICS

متن ترانه عوض شده

[مقدمه: رضا پیشرو]من هنوز حال و هوای تهران تو سَرمهمی دونی؟خودِ خود میردامادیادش بخیرحتی قبل از اینکه بیاماونجا داشتم پیاده‌روی می‌کردمشب آخر[همخوان: رضا پیشرو]عوض شده یه چیزایی تو سرمخبری نی از رفیقای تو محلیه سری‌شون جوری دهنمو گاییدنکه دلتنگم میشم قیدِ تلفنو می‌زنمجمع دیگه جورِ دیگه دلو می‌زنناز این به اون گِله‌ی تو رو می‌بَرنپله می‌کننت بری پایین درو می‌بندنانگار عشق اینا رو می‌کنه بی‌ادب[قسمت یک: رضا پیشرو]موزیک کاری می‌کنه که در زمان وا بشهگاهی وقتا هنوز رپِ فارسی برام صامتهمی‌درخشیدیم و بودیم گوش و چشمِ همقبل اون روزا که حاشیه رو اعصابت راه برهپایِ کار هم بودیم که جابجا بشهیکی «فا»ی خالی اون یکی می‌تونست «لا» بدهباهم متحد بودیم هرکی پا استعدادشه«به همدیگه گیر می‌دادیم سر یه «واو» و «دِهرکی که با جنون تو بازیه یادشهمی‌دونه بالاتر از کوکائینه دوپامین شعرالهام جدید برامون سوغاتی بهشتهبهش متحدیم مث مروارید عشقما به دوراهی خوردیم و وسطشو کندیمراهِ درستو فهمیدیم وقتی غلطشو رفتیمسدای بین‌مونو می‌کنه کلکشو تقدیربدونِ اینکه بدونیم داره کجا میره ذهنبگو چقد به هم روحیه می‌دیمچی شد که جمع ما رو پاشوند یه مشت کونی بی‌ریختخون برادرامونو تو شیشه خُرده می‌ریزیمچرا خودمونم داریم پا به دوریِ می‌دیمدیگه مَردِ توی آینه رو نمی‌شناسیمشمی‌دونی جمله‌ای نمی‌گنجه پشتِ این قافیههر ستاره‌ای داره تبدیل به خدا میشه وحواریونی راه نمیره پشتِ عیسی دیگه[همخوان: رضا پیشرو]عوض شده یه چیزایی تو سرمخبری نی از رفیقای تو محلیه سری‌شون جوری دهنمو گاییدنکه دلتنگم میشم قیدِ تلفنو می‌زنمجمع دیگه جورِ دیگه دلو می‌زنناز این به اون گِله‌ی تو رو می‌بَرنپله می‌کننت بری پایین درو می‌بندنانگار عشق اینا رو می‌کنه بی‌ادب[قسمت دو: سینا ساعی]این از اون موضوعاست که احساسی میشم ووقتی میرم توش حس می‌کنم انگار می‌میرمنمی‌دونم این اشکام چرا می‌ریزنمقصرِ اصلیو تهران می‌بینمیه ماه و یه تنهایی، یه صدا جیرجیرک وهمه تصویرایی که می‌کنن حسابی گیجمبا این چشام می‌دیدم که راهِ موفقیتیعنی بچاپی بیش‌تر واینجا دقیقاً همون جایی بود که شادی می‌رفتمن به ذات اعتقاد ندارم و آموزش و می‌شناسمآموزش هم محصول قانونه و سیاستتو به یه فساد نامرئی آلوده شدی راحتبی‌خبر از اینکه دارن تابوتتو می‌سازنکی نمی‌خواد از این حالت آژیته درآدوقتی منو مغزم شدیم یه ماشین زمانو کاغذم منو می‌برَه مث قالیچه هوااین‌که تاریکه الآن، نمی‌خوام عادی شه برامپس این غُصه رو می‌بینی که همیشه باهامهاما کنارشم یکی‌ام که انگیزه دارهتمیزه کارش و می‌خواد مثل بهترین رقیبتو رو قدیمش پاشهآره، آره عوض شده یه چیزایی تو سَرمیه خاطراتی که ابداً نمیادش رو ورق وتو اوینِ مغزم شده اِزدیادشون خطردیکته می‌کنن که چه شکلی باشه بودنم[پل: سینا ساعی]این به مو می‌رسه اما پاره نمیشهاین بدن میشه سِر اما دردات یادت نمیرهاینا تلخن انصافا، اما کردم بهش عادتمن احمق ساده باز می‌خوام که برگرده عقربه ساعتاین به مو می‌رسه اما پاره نمیشهاین بدن میشه سِر اما دردات یادت نمیرهاینا تلخن انصافا، اما کردم بهش عادتمن احمق ساده باز می‌خوام که برگرده عقربه ساعت[قسمت سه: علی اوج]بهم نگو چرا می‌کِشیچرا قرصا رو می‌ندازی بالا و چرا بی‌حسیاین روز عادی بودن خیلی بدتره از غیرعادی بودنعادی بودن و توی فاز مادی بودنغیرعادی بودن یعنی رفاقتا پاش سوختنیعنی بخیه و خط نامردی رو دوختنیعنی بودن، نه نبودن، زیر چشم‌هام کبودنولی پیش خدا قبولم، چرا اینا حسودنچرا می‌خوان نمونم توی این بازی لعنتینمی‌دونن قرارداد منو رپ هست ابدیپس بهتره عوضی از اینجا بری بیرونچونکه بعد از ایندیگه جایی نیست واسه خاله‌زنک‌بازیپشتم حرف می‌زنی ولی در آخر طرفداریکلی غلط داریماهم بهت می‌گیم هرزگاهی، اگه بلد باشیمن خیلی کله‌خرمواسه همین دوست دارمحرفامو تو رپ بزنملاین کنم و خط‌خط بزنمواقعیت و به قلب دنیا چنگ بزنمکجاست که اونجا جنگ نی؟کجاست که رنگ‌بندی نیست و گنگ نی؟اینجا جُرمه داشتنِ افکار رنگیطرفیم همیشه با مغزای ردیفهمیدم که منم مثل تو یه مسئولمهرچی که جلوتر رفتم شدم محدودترهرچی که واقعیت و گفتم شدم منفورترنمی‌تونستم وایستم و بذارم من دست رو دستحالا که بزرگ‌تر شدم و رنج دیدمحالا که یه رپکن خاصم و سنجیده‌امسعی می‌کنم که فرهنگ بسازمصلح و اتحاد رو توی هر رنگ بسازم[همخوان: رضا پیشرو]عوض شده یه چیزایی تو سرمخبری نی از رفیقای تو محلیه سری‌شون جوری دهنمو گاییدنکه دلتنگم میشم قیدِ تلفنو می‌زنمجمع دیگه جورِ دیگه دلو می‌زنناز این به اون گِله‌ی تو رو می‌بَرنپله می‌کننت بری پایین درو می‌بندنانگار عشق اینا رو می‌کنه بی‌ادب[قسمت چهار: ساتراپ]من عشق کنم تا که بازم اینو با من بخونیاز دردام گفتم تا که اینو باهم بدونیمکه آزادی بهتر از اسارتهمن تا تهش میرم یه جا وقتی بحث رفاقتهرضا عین داشمه، پُر از صداقتهتو این شهر که تا کله توی کثافتهدلم می‌نویسه با این که توش اسارتهدردای من نه تمومی نداره قضاوتهبهم حق بده بذارم برم یه جای دوربهم حق بده بکارم ذهنم و پای جونچون همه‌ش فیکه و فقط پای پولهکه وسط میاد و می‌لرزه درزای روحتاین دنیا بدجوری لم داده کورهانگاری خوشحاله حرفای زورتولی خبر نداره دلم تب داره سوختهاز اتفاق و حرفای مغزای موندهاین بار دیگه وقتشهتهران توی نبضتهقلبم میره سمتش هیانگار می‌خواد کَنده شهبهش بگو بسشه برهانگار حالا گرمه تو بهشتحق داره بازم وصل بشه به غیرمشکل حرفشه که چشمک بزنهتو فرقشه یه شی[همخوان: رضا پیشرو]عوض شده یه چیزایی تو سرمخبری نی از رفیقای تو محلیه سری‌شون جوری دهنمو گاییدنکه دلتنگم میشم قیدِ تلفنو می‌زنمجمع دیگ جورِ دیگه دلو می‌زنناز این به اون گِله‌ی تو رو می‌بَرنپله می‌کننت بری پایین درو می‌بندنانگار عشق اینا رو می‌کنه بی‌ادب[قسمت پنج: قدر]یه صفحه سفید، خالی، تاریکعاری از هر اضافه‌کاریساده، کامل، خالصانه درخواست نور کردنور بهش تابید هفت رنگ شدنورش‌ تابید تو دنیاشقلبش کرد پمپاژدست تو دست بود خم رو ابروسمت هدف عقل رو عقلزور می‌داد بهشپول می‌ساخت فکرش، مسلطدوست زیاد بود دشمن نیا رو سیاه شد و کمرنگدرک ارزش، اون لحظه‌ست که میدی از دستشانگار نیست وقتی هستشمثل دَمت، مثل باز دَمتتپش، مثل تنتاینم یه چی تو همون مایه‌هاستنور نی، جاشو گرفته سایه‌هادوریم‌ بهم ریخته تیکه پازل‌هاپی نونیم، گرمه بازار کاسباگاهی دور هم به واسطه پولیمگاهی توی جنگیم و میایم تو دیدانعطاف کم، احترام پَرپاشون گیر‌ تو باتلاق اشتباهنطلبه‌ی همه چی جز اتحادنیادشون رفته دیگه نیست مثل مامنم عوض شده یه چیزایی تو سرمراضی به یه نفر تو این ازدحامم[پایانی: سینا ساعی]این به مو می‌رسه اما پاره نمیشهاین بدن میشه سِر اما دردات یادت نمیرهاینا تلخن انصافا، اما کردم بهش عادتمن احمق ساده باز می‌خوام که برگرده عقربه ساعت
دیدگاه کاربران

نظرات درباره این اثر

0 دیدگاه ثبت شده است

ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نظر را شما بنویسید.

نظر خود را ثبت کنید

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند.