دوباره شب شد من یادت افتادمنمیشه انگار از خواب تو پاشمهم ازت شاکی هم دلتنگم واستاونی که خواستم ته قصم تنها رفتپشت پلکام اشکام شده بغض تو ی حرفامهر کار کردم باشی اما گفتی میری هر بارکی بلده همو مثه ما دیونه برگردنزار واقعی شه همه ترس هامبیا که جات امنه وسط قلبمبیا که بارونه هر شب شهرمبیا که میدونی تا تهش هستمتو باهام قهرشی بالم و بستننشد فرار کنم از حسی که بهت دارمتو باشی کامله این عشق نیمه کارمشده تنها بگیرم حقمو از این شهر وحشیتهش بشه هرچی باید مال من شی
نظرات درباره این اثر
0 دیدگاه ثبت شده است