دانلود آهنگ جدید نوید نیکفرجام به نام مناجات از نوید نیکفرجام
تک‌آهنگ

دانلود آهنگ جدید نوید نیکفرجام به نام مناجات

آوریل 19, 2021تاریخ انتشار 2,417بازدید 0دیدگاه
پخش آنلاین دانلود آهنگ جدید نوید نیکفرجام به نام مناجاتنوید نیکفرجام
0:000:00
DOWNLOAD CENTER

لینک‌های دانلود

LYRICS

متن ترانه دانلود آهنگ جدید نوید نیکفرجام به نام مناجات

بارلاها توشه ی راهی بدهبی نوایم هرچه میخواهی بدهدانه را پاشیدم اندر شوره زاربهره ای نامد مرا پایان کارسالها در حد پرگاری شدمبی هدف دنبال هرکاری شدماز خطاها بگذر و دستم بگیرای خداوند کریم و دست گیرشکوه ها دارم از این احوال و روزتشنه لب مشک تهی ظهر تموزدر ندامت اشک هم کاری نکردچاره ی درمان بیماری نکردمن گدایی خسته و درمانده امچشم بر دست عطایت بسته امبارلاها توشه ی راهی بدهبی نوایم هرچه میخواهی بدهکاروان زندگی بی راه رفتدر پی یاغوت اندر چاه رفتشاخه ای ماند از درختی بارورریشه اش پوسیده بود و برگ و بردر هوای خویش از خود دور شدبر زوال خویش تن مامور شدباغ را دلبسته ای باقی نماندباغبان را هسته ای باقی نماندبارها نجوا ز هرجا میرسیدروز و شب اینجا و آنجا میرسیداز من و ما رسته شو وارسته شوتا به کی چون پوست باشی هسته شولحظه ای در خویش شو اندیشه کنساقه را بگذار و فکر ریشه کنبارلاها توشه ی راهی بدهبی نوایم هرچه میخواهی بده
ABOUT THIS RELEASE

توضیحات درباره آهنگ

دانلود آهنگ جدید نوید نیکفرجام به نام مناجات + به همراه متن آهنگ

Download New Music By Navid Nikfarjam - Prayer

دانلود آهنگ مناجات از نوید نیکفرجام با کیفیت اورجینال

بارلاها توشه ی راهی بده
بی نوایم هرچه میخواهی بده
دانه را پاشیدم اندر شوره زار
بهره ای نامد مرا پایان کار
سالها در حد پرگاری شدم
بی هدف دنبال هرکاری شدم

دانلود آهنگ جدید نوید نیکفرجام به نام مناجات

بارلاها توشه ی راهی بده
بی نوایم هرچه میخواهی بده
دانه را پاشیدم اندر شوره زار
بهره ای نامد مرا پایان کار
سالها در حد پرگاری شدم
بی هدف دنبال هرکاری شدم
از خطاها بگذر و دستم بگیر
ای خداوند کریم و دست گیر
شکوه ها دارم از این احوال و روز
تشنه لب مشک تهی ظهر تموز
در ندامت اشک هم کاری نکرد
چاره ی درمان بیماری نکرد
من گدایی خسته و درمانده ام
چشم بر دست عطایت بسته ام
بارلاها توشه ی راهی بده
بی نوایم هرچه میخواهی بده
کاروان زندگی بی راه رفت
در پی یاغوت اندر چاه رفت
شاخه ای ماند از درختی بارور
ریشه اش پوسیده بود و برگ و بر
در هوای خویش از خود دور شد
بر زوال خویش تن مامور شد
باغ را دلبسته ای باقی نماند
باغبان را هسته ای باقی نماند
بارها نجوا ز هرجا میرسید
روز و شب اینجا و آنجا میرسید
از من و ما رسته شو وارسته شو
تا به کی چون پوست باشی هسته شو
لحظه ای در خویش شو اندیشه کن
ساقه را بگذار و فکر ریشه کن
بارلاها توشه ی راهی بده
بی نوایم هرچه میخواهی بده

دیدگاه کاربران

نظرات درباره این اثر

0 دیدگاه ثبت شده است

ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نظر را شما بنویسید.

نظر خود را ثبت کنید

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند.